مرا
دوست
بدار
...!!!ناهار را خورده ایم و زیر آفتاب کم جان آبان دراز کشیده ایم،حرف می زنیم و می خندیم و زندگی زیباتر از همیشه است...برایم " اون دو تا مست چشات " را می خوانی و فرو می رویم در لذت...اما.
همه
می دانند
؛من سال هاست چشم به راه کسیسرم به کار کلمات خودم گرم است...تو را به اسم آب؛تو را به روح روشن دریا؛به دیدنم بیا !مقابلم بنشین.بگذار آفتاب از کنار چشمهای کهن سال من بگذرد...من به یک نفر،از